-

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


منو مامان درحمام داستان
 
داستان شیما و حموم اجباری – انجمن های فارس پاتوق
www.farspatogh.ir › … › کانال شعر و ادبیات › نثر-داستان-حکایت
Translate this page
Nov 14, 2017 – داستان شیما و نیما داستان شیما توی حموم داستان منو مامانم تو حموم شیما یکی از دوستامونه که خیلی دختر باحالیه و بشدت هم شیطون، ولی خدایی هر وقت میاد پیش…
داستانهای مامان: حمام با مامان وخواهر
charrah5.blogspot.com/2006/01/blog-post_06.html
Translate this page
Jan 6, 2006 – سلام. اسم من آریاست و 19 سالمه. یه آبجی دوقلو هم دارم به اسم آرزو که هم از نظر صورت و هم از نظر اندام رقیب نداره. صورت گرد و سفید با پاهای گوشتی و تپل و سینه های گرد و سر بالا و یک کون قلمبه که می تونه هر مردی رو تو یک نگاه شهوتی کنه. داستانی که می خوام براتون تعریف کنم مربوط می شه به حمام رفتن های من و مامانم و …
كارهای من و مادرم – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_6417_1.html
Translate this page
داستان کارهای من و مادرم سلام اسم من سیاوشه و الان 22 سالمه و تو ی خونه با مادرم تنها زندگی میکنیم مادرم زنی 41ساله خوشتیپ و خوش هیکل(کون و سینه های بزرگ)یه هیکل سکسی داره.من اغلب با شورت ورشی بلند تو هستم و مامانم هم خیلی راحت تو خونه راه میره مثلا با یه دامن کوتاه تا بالای زانو و یه تاپ.ما به این طور راحتی تو خونه عادت کردیم یه …
حمام رفتن با مادرم – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/حمام-رفتن-با-مادرم
Translate this page
May 4, 2015 – سلام: من حدود ربع قرن با مادرم زندگی میکردم که از ۲۰ سالگی و بعد از ازدواج خواهرهایم که ۲ تا بودن فقط من مادردرخانه مان بودیم یادم هست تابستان سال ۶۰ مادر … مرا حمام میکرد من معلول جسمی حرکتی بودم با بیماری مادرزادی نرمی استخوان مادرم می گفت تو نمی توانی خودت را خوب حمام کنی پاک نمیشوی منم که برایم راحت تر بود …
زندگی سکسی من و مامان – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/زندگی-سکسی-من-و-مامان
Translate this page
زندگی سکسی من و مامان. 1390/6/6. مامان. داستان زندگی خودم رو از زمانی شروع میکنم که 11 سالم بود من در یک خانواده شش نفره زندگی میکردم پدرم (رضا) که 47 سالش بود اصلیتن رشتی مردی بود جا افتاده لاغر و ظریف با موهای جو گندمی ، شغلش هم استاد دانشگاه بود و مامانم (شهین) 49 ساله و اصلیتن خوزستانی بود با هیکلی درشت و توپل با …

 







NS